تبلیغات
راز شاد زیستن - پست های شهریور 1386

راز شاد زیستن

۱۱۴ = درخشش کاذب

یکشنبه 25 شهریور 1386

   

یک روز صبح ، که همراه با یک دوست آرژانتینی در صحرای موجاوه قدم می زدیم ، چیزی را دیدم که در افق می درخشید ؛ هر چند قصد داشتیم به یک دره برویم ، اما مسیر مان را عوض کردیم تا ببینیم آن درخشش از چیست .

  

تقریباً  یک ساعت در زیر آفتابی که مدام گرم تر می شد ، راه رفتیم و تنها هنگامی که به آن رسیدیم ، فهمیدیم چیست . یک بطری خالی بود شاید از چند سال پیش آن جا افتاده بود . غبار صحرایی در درونش متبلور شده بود . از آنجا که صحرا بسیار گرم تر از یک ساعت قبل شده بود ، تصمیم گرفتیم دیگر به سمت دره نرویم .

 به هنگام بازگشت فکر کردم:   

چند بار به خاطر درخشش کاذب راهی دیگر ، از پیمودن راه خود باز مانده ایم ؟ 

اما باز فکر کردم :  

اگر به سمت آن بطری نمی رفتیم چه طور می فهمیدیم فقط  درخششی کاذب است. 

منبع : اینترنت

==================

 

  زندگی واقعی نیز خالی از این درخشش های کاذب نیست اما بدون تجربه کردن آنها به سختی بتوانیم به کذب بودنشان پی ببریم .

 

من فکر می کنم ما پییش از اینکه حقیقت را تجربه کنیم و بفهمیم باید ابتدا با ناحقیقت روبرو شویم آنرا تجربه کنیم و پوچ بودن آنرا با چشم خود ببینیم سپس مشتاق حقیقت خواهیم شد و آنرا جستجو خواهیم کرد . اما حقیقت نیازی به جستجو ندارد چون درون خود ماست و همواره در پیش روی ما بوده و هرگز از ما دور نبوده .

 

یک پیکر تراش با برداشتن زوائد از یک سنگ به یک مجسمه زیبا می رسد . زوائد را باید تجربه کرد و سپس دور ریخت تا به حقیقت رسید .

 

البته این به این معنا نیست که ما تن به هر تجربه غیر ضروری بدهیم . بدون شک تجربیات غیر ضروری فقط راه ما را دور تر و مسیر ما را سخت تر خواهند کرد .

 

 فرهاد



[ یکشنبه 25 شهریور 1386 - 12:09 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 25 شهریور 1386 - 12:09 ب.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۴ - داستان و حکایت , ] [+]

۱۱۳ - غذای یکنواخت

چهارشنبه 21 شهریور 1386

در کارخانه ای در یک منطقه ی تاسیساتی هنگامی که زنگ ناهار به صدا در می آمد تمام کارگر ها کنار هم می نشستند و ناهار می خوردند .

یکی از کارگرها همواره با نوعی یکنواختی تعجب آور بسته ناهارش را باز می کرد و مثل همیشه لب به اعتراض می گشود : لعنت بر شیطان امید وارم که ساندویچ کالباس نباشد . من از کالباس متنفرم .

او عادت داشت بدون استثنا هر روز از ساندویچ کالباس شکایت کند و این کار را همواره و بدون هیچ تغییری در رفتارش تکرار می کرد .

 

هفته ها گذشت . سایر کارگر ها کم کم از رفتار او به ستوه آمدند . سر انجام یکی از کارگرها گفت : اگر تا این اندازه از سانویچ کالباس متنفری چرا به همسرت نمی گویی یک ساندویچ دیگر برایت درست کند ؟

او جواب داد : منظورت از همسرت چیست ؟ من که متاهل نیستم . من خودم ساندویچ هایم را درست می کنم

 منبع : اینترنت

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪۵

 

بیشتر شبیه یک لطیفه بود اما نکته ای در آن است ... اغلب ما از چیزی می نالیم و شکایت می کنیم که دست پخت خودمان است چرا که زندگی ما محصول و نتیجه افکار و آگاهی خود ماست

 فرهاد

 


[ چهارشنبه 21 شهریور 1386 - 02:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۴ - داستان و حکایت , ] [+]

۱۱۲ - فانوس درون

سه شنبه 20 شهریور 1386
 

درون هر یک از ما فانوسی است که نورش روشن کننده زندگی ماست اما غبار زندگی زمینی گاهی بر شیشه ی این فانوس می نشیند و نور آن را کم سو می کند .

 

آنگاه که افسرده ایم و غمگین هنگامی که زندگی ما پر از یاس و اندوه شده و آن موقع که احساس شادی و خوشبختی نمی کنیم دچار تاریکی شده ایم . تاریکی یعنی نبود نور و غم و غصه یعنی نبود شادی .

 

برای شاد بودن باید نور را به خانه دل خویش باز گردانیم . و برای روشن کردن خانه دل نباید با تاریکی بجنگیم . دیو چو بیرون رود . باید غبار را از فانوس دل پاک کرد آنگاه نور آن درون ما را روشن خواهد کرد و سپس زندگی ما و حتی زندگی دیگران نیز از نور درون روشن خواهد شد و شادی به زندگی ما خواهد آمد .

 

با شادی و احساس خوشبختی خیلی بهتر و راحت تر میتوان اهداف خویش را دنبال کرد و به خواسته های خود رسید .

 

فرد غمگین و افسرده به سختی بتواند موفق شود افکار منفی به خودی خود با موفقیت و خوشبختی در تضاد هستند و راه موفقیت را دشوار تر می سازد .

 

تمرینی هست به نام فکر کردن از آخر .

فرض کنید کوهی از ضرف برای شستن دارید وقتی به این همه ضرف کثیف نگاه کنید احتمالا قدری خواهید ترسید و احساس خوبی نخواهید داشت . اکنون سعی کنید به آخر کار فکر کنید چشمانتان را ببندید و کوهی ضرف تمیز و شسته را تصور کنید که برق می زنند . این تصویر به شما احساس رضایت و شادی می دهد سعی کنید خوب احساسش کنید . سپس با این احساس به شستن ضرفها بپردازید و همواره در حین کار تصویر انتهای کار را در ذهنتان حفظ کنید .

 

اگر قرار است یک حرفه یا تجارت جدید را شروع کنید یا یک دوره هنری یا زبان را بگذرانید باز از همین تکنیک استفاده کنید . مثلا خود را ببینید که به خوبی موسیقی می نوازید یا به خوبی خط می نویسید و احساس خوب آنرا تجربه کنید و سپس با همین احساس به کارتان ادامه دهید .

 

نگذارید احساسات منفی مثل ترس و ناامیدی یا سنگینی کار بر شما غلبه کنند . قبل از اینکه خودتان به آخر کار یعنی به هدفتان برسید ذهنتان را به آنجا ببرید و آنرا احساس کنید و آن احساس را همواره در خود حفظ کنید .

 

اینچنین تصویر موفقیت را همواره در ذهن خواهید داشت و هر گز هدفتان را گم نخواهید کرد و طبق قانون طبیعت به هر آنچه بیندیشید چذب زندگیتان خواهد شد .

 

پس به چیزی که نمی خواهید فکر نکنید تا کم کم از زندگیتان خارچ شود و به آنچه که می خواهید فکر کنید تا کم کم به زندگیتان واره شود .

 

شاد باشید

فرهاد



[ سه شنبه 20 شهریور 1386 - 10:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 20 شهریور 1386 - 10:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۷ - تمرین و تکنیک , ] [+]

۱۱۱- مثبت اندیشی

سه شنبه 13 شهریور 1386

در جهان اطراف ما هم خوبی هست هم زشتی . اما انتخاب کما بیش با خود ماست که بیشتر به کدامشان توجه کنیم .

 

وقتی با مشکل یا ناراحتی در گیر هستیم اگر خوب توجه کنیم خواهیم دید که فکر  و اندیشه مشکل  بیشتر از خود آن مشکل ما را می آزارد .

شاید یک برخورد ناخوشایند در محل کار یا در خیابان تاثیر خیلی بدی بر ما بگذارد . این ماجرا بعد از چند دقیقه پایان می گیرد اما ناراحتی و آزردگی حاصل از آن ممکن است یکی دو روز یا حتی بیشتر در ذهن ما باقی بماند و ما را بیازارد .

اگر دقیق تر محاسبه کنیم خواهیم دید که فکر و اندیشه آن برخورد ناخوشایند یا اتفاق بد خیلی بیشتر از خود آن اتفاق باعث ناراحتی ما شده است .

 

فکر مشکل معمولا بیشتر از خود مشکل آزار دهنده است

 

یک راه سازنده و مثبت می تواند کنترل افکار و کم کردن میزان ناراحتی در فکر و ذهن باشد .

 

این بار که اتفاق بدی افتاد یا برخورد ناخوشایندی پیش آمد می توانیم تصمیم بگیریم که کمتر ناراحت شویم و زودتر آنرا فراموش کنیم .

نباید افکار و احساسات منفی مانند خشم و نفرت و آزردگی را در ذهن و دل خود نگه داریم .

تصور کنید اگر زباله های آشپزخانه را چند روزی بیرون نگذارید چه اتفاقی خواهد افتاد . تمام خانه بو می گیرد و آلوده می شود . در چنین خانه ای نمی توان احساس شادی و آرامش کرد .

 

دقیقا همین مسئله در مورد افکار و احساسات منفی هم درست است . اگر آنها را مدت طولانی در خود نگه داریم ذهن و دل ما را آلوده خواهند کرد . آنگاه زندگی ما بد بو و  آلوده خواهد شد و مشکل بتوانیم شاد باشیم .



[ سه شنبه 13 شهریور 1386 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 14 شهریور 1386 - 05:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۸ - مثبت اندیشی , ] [+]

۱۱۰ - مثبت اندیشی

شنبه 3 شهریور 1386

گاه تکرار کردن یا نوشتن چند جمله مثبت تاثیر شگرفی بر روحیه ما و در پی آن بر زندگی ما خواهد گذاشت. می توانیم یک جمله را آنقدر تکرار کنیم تا به یک باور تبدیل شود و آنگاه آن باور در زندگی ما متجلی خواهد شد

 

       

هر روز من دیدگانم را به جهانی سرشار از شگفتی و زیبایی

می گشایم

   

Every morning I open my eyes to a world of wonders and beauties

           

تنها محدودیت ما محدودیت تخیلمان است

محدودیت هر کس به اندازه محدوده تخیل اوست

 

You are only limited by the limits of your own imagination

            

                  

هرگز اجازه ندهید ترس از شکست شما را از ادامه راه باز

دارد

 

Never let the fear of striking out keep you from playing the game

          

         

اگر فکر کنی که می توانی یقینا می توانی

 

If you think you can you surly can

    

            

  بجز حصار ذهن تو نسبت به آنچه ناتوان به انجام دادن آن هستی توانایی هایت هیچ مرزی ندارند .... هیچ محدودیتی در توانایی های تو نیست مگر محدودیت ذهن تو نسبت به آنچه که ناتوان به انجامش هستی

     

There are no limitations in what you can do exept the limitations in your own mind as to what you can not do so do not think you can not think you can

            

      

اگر نمی توانی خرگوش باشی لاکپشت باش این بهتر از این است که سنگ باشی .

لاکپشت دیر یا زود به مقصد می رسد اما سنگ هرگز

     

If you can't be a rabbit be a turtle better than being a stone. A turtle will arrive sooner or later but a stone never

           

           

شاید ترس یك فرد شجاع كمتر از دیگران نباشه اما تفاوت در اینه كه با وجود ترس به راهش ادامه میده و هرگز تسلیم نمیشه اما یك ترسو كسیه كه اجازه میده ترس بر او غلبه كنه و نهایتا تسلیم میشه

             

        

نا امیدی بزرگترین شکست است تا زمانی که دست از رویاهایمان نکشیم شکست نخورده ایم حتی اگر بار ها و بارها موفق نشویم

  

Never give up your dreams

      

       

مثبت اندیشی به معنی انکار مشکلات و بدی ها نیست بلکه توجه بیش از حد نکردن به آنهاست

خوبی ها و بدیهای زندگی واقعیتهای غیر قابل انکاری هستند اما ما به هرکدام که بیشتر توجه و تمرکز کنیم و هرکدام که ذهن و فکر ما را بیشتر مشغول خود کند همان بیشتر و بیشتر در زندگی ما جلوه گر می شود

        

            

برندگان همیشه کار متفاوت انجام نمیدهند آنها گاه کارها را متفاوت انجام می دهند

 

Winners Don't Always Do Different Things They DoThings Differently

        

       

انسان شجاع اونی نیست كه هرگز نترسه بلكه اونیه كه با وجود ترس خود متوقف نمیشه و به راهش ادامه میده

    شاید ترس یك فرد شجاع كمتر از دیگران نباشه اما تفاوت در اینه كه با وجود ترس به راهش ادامه میده و هرگز تسلیم نمیشه اما یك ترسو كسیه كه اجازه میده ترس بر او غلبه كنه و نهایتا تسلیم میشه .

        

      

اگر تصویر اشتباهات و ضعفهایمان را در ذهنمان مرور وتکرارکنیم همان اشتباهات و ضعفها را دوباره و دوباره در زندگی تکرار خواهیم کرد

   

  



[ شنبه 3 شهریور 1386 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 3 شهریور 1386 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]