تبلیغات
راز شاد زیستن - پست های مرداد 1387

راز شاد زیستن

۱۴۹ - آرامش ذهنی

پنجشنبه 31 مرداد 1387

گاهی ما با مشکلات زیادی مواجه هستیم و فشار فکری و روانی زندگی ما را آشفته می کند . و یا کوهی از کار بر سر ما ریخته و آرامش ما را بر هم زده است . 

 

شاید تکنیک زیر در این مواقع بتواند کمک کند . 

 

احساس کنید که همه مشکلات حل شده اند و همه کار های انبار شده و نشده را انجام داده اید . اگر واقعا چنین بود چه حسی داشتید ؟ احساس آرامش ؟ آزادی ؟ سبکی ؟ 

 

همه این ها را حس کنید . حس کنید دیگر برای امروز و فردا هیچ کاری باقی نمانده و همه مشکلات را حل کرده اید . 

 

البته قصد نداریم به خودمان دروغ بگوییم یا سر خودمان کلاه بگذاریم . این دقیقا مثل انتخاب یک شبکه تلویزیونی است .. اگر این شبکه برنامه شاد و خوبی پخش نمی کند  کانال را عوض کنید و یک برنامه شاد انتخاب کنید . 

 

چند جمله زیبا و مثبت و موثر انتخاب کنید . نوشتن و نصب آنها به دیوار نیز می تواند ایده ی خوبی باشد .  

 

آنها را هر گاه احساس فشار کردید تکرار کنید . در طول روز چند دقیقه وقت در آرامش صرف کنید . چشمانتان را ببندید و خود را از همه چیز و همه کس رها کنید .  

  تصمیم بگیرید در این چند دقیقه به هیچ مشکلی و هیچ مسئله روز مره ای فکر نکنید . فقط رویاهای زیبای خود را مرور کنید و از احساس خوبی که در شما ایجاد می کنند لذت ببرید  

 

"حالا که همه مشکلاتم حل شده اند و همه کار هایم را انجام داده ام احساس آرامش و رهایی می کنم و می توانم در آرامش بنشینم و از چیز ها و کار هایی که دوست دارم لذت ببرم "   

 

 فرهاد 

 

 



[ پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 3 شهریور 1387 - 07:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۴۸ - موفقیت و نت ورک

شنبه 26 مرداد 1387

سالها پیش با طرح های هرمی آشنا شدم و بعد هم گلد کوست و پنتاگن و انواع نت ورک .

البته من در زمینه نت ورک تخصص ندارم و هرگز هم شرکت نکرده ام .

مطلب امروزم قطعا یک مطلب تخصصی نخواهد بود و امید وارم اگر جایی اشتباهی داشتم دوستانی که آشنایی کامل با نت ورک دارند تصحیح کنند . 

 

من پای توضیحات خیلی ها که قصد داشتند مرا  به نت ورک و کوست دعوت کنند نشسته ام اما هر گز قانع نشدم که طرح های هرمی مفید   و مولد باشند . 

 

عمدتا این طرح ها در یک سیستم مدار بسته عمل می کنند و یک عده در زیر هرم  باید ضرر کنند تا دیگران در بالای هرم  سود کنند . 

 

جدیدا شرکت هایی به نام  فایننس و آف شور این کار را می کنند و البته سود و بهره هم به پول ها می دهند آن هم سود های بی حساب  . 

 

آنها معمولا مدعی هستند که این سود  حاصل از سرمایه گذاری های پرسود است و البته به هیچ وجه نمی توان چنین چیزی را ثابت کرد . و اگر احیانا سود این پول ها حاصل از قاچاق مواد یا اسلحه باشد ما هم در کار آنها شریک خواهیم بود . 

 

از این حرفها که بگذریم می رسیم به رابطه روانشناسی موفقیت و نت ورک 

 

جالب اینجاست که گاهی بعضی ها وقتی می بینند از موفقیت و شاد زیستن حرف می زنم از من می پرسند آیا شما هم در ز مینه نت ورک فعالیت می کنید ؟ 

 

متاسفانه تمام فعالین نت ورک فیلم راز نگاه می کنند و کتابهای موفقیت می خوانند  اما به جای انجام یک کار تولیدی یا خدماتی و یا کاری که چیزی به این دنیا اضافه کنند فقط از سود واسطه گری خود برای یافتن سرمایه گزاران جدید بهره می گیرند  و عملا هیج کار مفیدی نمی کنند . 

 

در این میان  مبجث موفقیت و شاد زیستن فقط و فقط مورد سوء استفاده قرار می گیرد برای کسب سود شخصی بدون اینکه  برای جامعه و دیگران مفید باشند . از همه بد تر این افراد باعث خروج سرمایه از کشور می شوند .

 

ای کاش دوستان فعال در زمینه نت ورک مبحث روانشناسی موفقیت و شاد زیستن را به این گونه تجارت آلوده نمی کردند . 

 

این کار شباهت زیادی به کار افرادی دارد که دین و مذهب را به تجارت آلوده می کنند تا بواسطه مذهب به منافع خود برسند . 

 

 فرهاد

 



[ شنبه 26 مرداد 1387 - 06:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۲ - دیدگاه , ] [+]

۱۴۷ - ترس و نور

دوشنبه 14 مرداد 1387

ترس معمولا نتیجه ندانستن است . ساده ترین مثال آن اتاق تاریکی است که ما می ترسیم وارد آن شویم و تنها علت آن این است که نمی دانیم چی چیزی در آن اتاق است . ممکن است یک اتاق معمولی باشد و یا یک تله

 

اگر کسی اطلاعاتی در مورد آن مکان ناشناخته در اختیار مان قرار دهد با خیال راحت تری می توانیم در آن قدم بگذاریم . و با داشتن یک نقشه باز هم کار ما راحت تر می شود

 

گاه زندگی به اتاقی تاریک می ماند که ما کور مال کور مال آنرا تجربه می کنیم و گاه دست خود را در دست راهنمایی نهاده وبه او اطمینان می کنیم تا ما را در تاریکی پیش ببرد اما اکثر انسانها به دنبال دیگران حرکت می کنند و هر جا همه رفتنند آنها هم می روند

 

کسانی نیز اتاق تاریک زندگی را با نور روشن می کنند . و نوری که هر کس می تواند به زندگی خود بتاباند به اندازه بضاعت اوست

 

برخی چراغ قوه ای در دست دارند و بعضی دیگر نور خورشید مسیر زندگیشان را روشن میکند 

دقیقا اینجاست که تفاوت بین آدمها مطرح می شود

 

انسانی که نا بیناست و از اول هم نا بینا بوده خورشیدی را که شخص به آگاهی رسیده در دست دارد نمی بینند .و درک هم نخواهند کرد . ممکن است مدرک و شاهد بخواهند تا باور کند اما چگونه می توان نور را برای نا بینا به اثبات رساند

 

( جسارت نشود منظور روشندلان عزیز نیستند منظور آنان است که چراغ دلشان خاموش است ) 

 

حقیقت قابل اثبات نیست بلکه فقط قابل تجربه است و عجب از کسانی که سعی می کنند با نور ضعیف عقل و استدلال و با برهان و دلیل حقیقت را به اثبات برسانند در حالی که خودشان سرگردانند

 

نور از بین برنده همه ترسهاست . معمولا در روشنایی ترس موهوم دیگر رنگ می بازد و اگر هم ترسی باقی بماند از آنچیزیست که می بینیم نه آنچه که نمی بینیم . ( همانطور که گفتم در تاریکی ما معمولا از آنچه نمی بینیم و نمی شناسیم می ترسیم ) .. 

 

روزی درویشی در تاریکی شب خواست  وارد کلبه اش شود دید ماری از بالای در کلبه آویزا ن است ترسید و چراغی روشن کرد و بعد متوجه شد که آن مار نبوده و فقط طناب بوده

 

با خود اندیشید که آیا ممکن است چراغ دیگری وجود داشته باشد که با روشن شدنش ببینم که این طناب واقعا طناب نیست و چیز دیگریست ؟

 

ما فکر می کنیم در روشنایی زندگی می کنیم . اما نور خورشید فقط روشن کنند دنیای بیرون ماست برای روشن کردن دنیای درون که بسیار بسیار وسیع تر از دنیای بیرون است به خورشیدی دیگر نیاز مندیم

 

برای یافتن خورشید حقیقت کافیست که آنرا با قلب خویش و صادقانه طلب کنیم . یک گفته قدیمی می گوید : هروقت شاگرد آماده بود استاد خود فرا می رسد

 

امید وارم مقاله من جسارت به آگاهی دوستان نشود چه بسا شما که این مقاله را می خوانید نه تنها پوینده ای نو پا نباشید بلکه راه حقیقت را کهنه کرده باشید . اینها را برای خودم نوشتم

 

فرهاد 

 

 
 


[ دوشنبه 14 مرداد 1387 - 08:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 16 مرداد 1387 - 06:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۴۶ - اره

چهارشنبه 9 مرداد 1387

روزی مردی از کنار جنگلی می گذشت مرد دیگری را دید که با اره ای کند به سختی مشغول بریدن شاخه های درختان است . 

 پرسید ای مرد چرا اره ات را تیز نمی  کنی تا سریعتر شاخه ها را ببری . مرد گفت  وقت ندارم باید هیزم ها را تحویل دهم  کارم خیلی زیاد است و حتی گاه شب ها هم کار میکنم تا سفارش ها را به موقع برسانم .  دیگر وقتی برای تیز کردن اره نمی ماند . 

 

مرد داستان ما اگر گاهی می ایستاد و وقتی برای تیز کردن اره اش می گذاشت شاید دیگر با کمبود وقت مواجه نمی شد چون بدون شک با اره کند نمی توان سریع و موثر کار کرد .

 

حکایت بیشتر ما انسانها نیز همین است .

 

باید اندکی تامل کنیم . گاه ذهن ما بسیار درگیر کار یا تحصیل است و ما با فشار زیاد  سعی در پیش کشیدن خود داریم . 

 

گاه باید بایستیم و به درون خود رسیدگی کنیم و اره ذهن و روح خود را تیز کنیم 

 

و البته همانطور که در پست قبلی گفتم گاه نیز برعکس باید از توجه بیش از حد به درون و به خویش پرهیز کنیم . 

 

زندگی ترکیبی است از تناقض ها 

 

فرهاد 

 



[ چهارشنبه 9 مرداد 1387 - 08:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۴ - داستان و حکایت , ] [+]

۱۴۵ - استراحت معنوی

شنبه 5 مرداد 1387

گاهی اوقات توجه زیاد به خویش و زندگی خود به عکس نتیجه منفی می دهد . گاه باید به درون خود برویم و گاه برعکس باید از خود خارج شویم و توجه خود را به چیزی خارج از خویش معطوف کنیم . 

 

شاید با یک مثال منظورم را بهتر برسانم . 

 

ما هدفی  را دنبال می کنیم  مثل به دست آوردن یک شغل یا جا به جا شدن از شهری به شر دیگر یا  عوض کردن ماشین و خانه  یا پیدا کردن دکتری که بتواند مشکل ما را حل کند و .........  

 

تمام تلاش خود را می کنیم اما هنوز نتیجه ای حاصل نشده .  همه را ه ها را رفته ایم و هر آنچه لازم بوده به انجام رسانده ایم  در این مرحله تلاش بیشتر ما بیشتر شبیه به تقلا  خواهد بود و احتمالا اوضاع را پیچیده تر خواهد کرد .  

 

اینجاست که باید آرام گیریم و توجه مان را به چیزی غیر از هدفمان معطوف کنیم و دست از تلاش و تقلا بر داریم ( این به معنی تسلیم شدن یا دست کشیدن نیست ).     

 

درست مثل کشاوزی که زمین خود را شخم زده و محصول را کاشته حال فقط باید به انتظار باران بنشیند .   

  

شاید ملموس ترین مثال هنگامی است که چیزی یا اسمی را فراموش کرده ایم و هر چه سعی می کنیم نمی توانیم آن را به یا د آوریم  . بهترین کار این است که موضوع را فراموش کنیم و دیگر به آن فکر نکنیم . اغلب جواب می دهد  و پس از آنکه آرام گرفتیم مطلب فراموش شده را هم به خاطر می آوریم   

 

                 =======================         

 

بر گردیم به مطلب اول .   

 

گاه ما به درون  خیلی توجه می کنیم و سعی در بهتر کردن و رشد خویش و آگاهی خویش داریم و تلاش لازم را نیز می نماییم اما ممکن است زمانی فر ا برسد که از همه چیز حتی از خودمان هم خسته شویم  . تلاش زیاد و توجه به درون  ما را خسته کرده است . 

 

اکنون زمان دست کشیدن است زمان تغییر و استراحت . شاید بهتر باشد مدتی درون و خود را فراموش کنیم و سرمان را با چیز دیگری گرم کنیم تا دوباره زمان بازگشت فرا رسد . 

 

درست مثل کار و استراحت . ما نه می توانیم همیشه در حال کار کردن باشیم و نه همیشه در حال استراحت .  

 

 فرهاد

 



[ شنبه 5 مرداد 1387 - 10:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۶ - شناخت درون , ] [+]