تبلیغات
راز شاد زیستن - پست های ۱- شناخت ذهن

راز شاد زیستن

۱۵۱ - قانون جذب

چهارشنبه 20 شهریور 1387

مطلبی که می نویسم یک برداشت از قانون جذب یا جاذبه است و ممکن است  این قانون را  به روش های دیگر هم بتوان  تعریف کرد . 

 

در پست های قبلی در مورد تاثیر تصاویر بیرونی و ذهنی بر احساس صحبت کردیم .  

 

ضمیر نا خود آگاه ما برایش چندان فرقی نمی کند که تصاویری که می بیند واقعی باشند یا در صفحه تلویزیون و یا بر پرده ذهنمان نقش بسته باشند . 

آنچه که می بینیم یا تصور می کنیم مستقیم یا غیر مستقیم روی احساس ما اثر می گذارد .  

 

تصاویر و افکار خوب احساسی مثبت ایجاد می کنند و تصاویر و افکار بد احساسی منفی .  

 

احساس دارای انرژی است و انرژی یعنی توانایی انجام کار . انرژی عاطفی ما همچون آهنربای بزرگ شروع به جذب  انرژی های همنوع می کند  

 

در لحظاتی که احساسی منفی داریم وقایع و انسان های منفی را به خود جذب می کنیم و در زمان هایی که حسی مثبت و شادمانه در ما برپاست در حال جذب چیز های خوب و مطوب به زندگی خود می باشیم .  

 

البته این را هم نباید نادیده بگیریم که اعمال ما نیز دارای انژی می باشند و اعمال منفی بازخورد و عکس العمل منفی دارند . 

 این است که گاه با وجود افکار و احساس مثبت وقایعی منفی و نامطلوب برایمان پیش می آید . 

 

 این خلاصه ای بود از قانون جذب  .  

 

فرهاد داودی 



[ چهارشنبه 20 شهریور 1387 - 08:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۵۰ - جور دیگر باید دید

سه شنبه 12 شهریور 1387

اگر به یک تصویری  قشنگ نگاه کنید یا یک فیلم شاد و زیبا ببینید احساس خوبی خواهید داشت و شاد خواهید شد . و برعکس اگر تصویری زشت ببینید یا یک فیلم غمگین یا خشن نگاه کنید قطعا احساس زیبایی نخواهید داشت مگر اینکه خشونت و زشتی را دوست داشته باشید.

  

آنچه که با چشم می بینید و حتی آنچه که می شنوید مستقیما روی احساس شما اثر می گذارد .

 

همین امر در سطحی گسترده تر در مورد دید درون و تصاویر ذهنی نیز صادق است . 

  

یعنی دیدگاه و نظر شما نسبت به هر چیزی تعیین کننده احساس شما نسبت به آن چیز است .

  

مثلا اگر به یک مشکل یا یک موقعیت سخت به چشم یک مانع بنگرید همینطور هم خواهد شد و قطعا احساس خوبی در آن شرایط نخواهید داشت . اما اگر آن را فرصتی برای رشد و ترقی بدانید احساس شما نیز نسبت به آن شرایط دشوار تغییر خواهد کرد .  

  

  ===================================  

     

یک مثال ساده می زنم . فرض کنید از یک درس یا یک کتاب متنفر هستید و چند بار هم افتاده اید . حال این درس هیولا و دیواری بلند در مقابل شماست . 

  در آن سوی دیوار در سطحی بالا تر دنیایی بهتر منتظر شماست اما این دیوار بین شما و موقعیت مطلوبتان قرار گرفته است

    

با نگاه کردن به این دیوار و مانع بلند در ذهنتان انرژی خود را از بین می برید و دچار ترس و دلهره می شوید .  

 شاید هم پس از مدتی کلنجار رفتن و تقلا افسرده شوید و به خواب و پرخوری رو آورید . و یا دست به بهانه تراشی برای شکست خود بزنید .    

      

تصویر ذهنی و دیدگاه خود را نسبت به این مشکل عوض کنید . 

 به جای دیوار یک پلکان بلند تصور کنید که شما را به بالای دیوار می رساند . از دیوار نمی شود گذشت اما از پلکان می توان بالا رفت هر چند هم سخت باشد .    

    

به جای اینکه این مشکل را مانع بدانید آنرا پله کانی فرض کنید که شما را به سطحی بالا تر می رساند و به رویاهایتان نزدیک تر می کند .     

    

اکنون احساس بهتری نسبت به مشکل خود خواهید داشت و با انرژی بیشتری به راه خود ادامه خواهید داد .    

 

       =============================   

    

در اینجا به یک فرمول می رسیم و آن اینکه دیدگاه های ما مستقیما روی احساس ما اثر می گذارند . و احساس ما مستقیم و غیر مستقیم روی وقایعی که پیرامون ما اتفاق می افتند اثر می گذارند . 

    

همه چیز بر می گردد به دیدگاه و نگاه ما نسبت به زندگی و وقایع آن    

  

  کافیست با هر موقعیتی با دید و روحیه ای مثبت مواجه شویم و وقایع پیش رو را بد و شر ندانیم .   

       

   آنچه که با چشم فیزیکی می بینیم و آنچه که در ذهن تجسم و تصور می کنیم مستقیم روی احساس ما اثر می گذارد و احساسی که در هر لحظه داریم تعیین کننده حال و روز ماست و این بصورت زنجیز وار روی وقایع بعدی و موقعیت های پیش روی ما اثر می گذارد و آنها نیز به نوبه خود تصاویر ذهنی ما را می سازند و این تصاویر ذهنی جدید روی احساس ما اثر می گذارند و گاه ما در یک چرخه باطل اسیر می شویم ....      

 

   

هر لحظه باید آماده شکستن این چرخه منفی و ایجاد یک چرخه مثبت باشیم .   

   

پس یادمان باشد که همه چیز به ذهنیت و احساس ما بستگی دارد با تغییر این دو می توانیم کم کم دنیای خود را عوض کنیم .    

  

این فرمول پایه و اساس آن چیزیست که اکنون قانون جذب یا قانون جاذبه نامیده می شود و کتابهای زیادی در باب آان نوشته شده و اخیر فیلم بسیار زیبای راز نیز در همین مورد ساخته شده است .    

    

در پست های بعدی بیشتر در مورد قانون جذب یا law of attraction صحبت خواهیم کرد .    

 

البته مطمئن هستم بسیاری از خوانندگان این سایت خود اساتید فن هستند که امید وارم از نظراتشان ما را محروم نکنند .     

   

  فیلم :   راز     و      کتاب     قانون جذب      نیز در بازار موجود می باشند 

 

فرهاد داودی  



[ سه شنبه 12 شهریور 1387 - 06:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 2 مهر 1387 - 11:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۴۹ - آرامش ذهنی

پنجشنبه 31 مرداد 1387

گاهی ما با مشکلات زیادی مواجه هستیم و فشار فکری و روانی زندگی ما را آشفته می کند . و یا کوهی از کار بر سر ما ریخته و آرامش ما را بر هم زده است . 

 

شاید تکنیک زیر در این مواقع بتواند کمک کند . 

 

احساس کنید که همه مشکلات حل شده اند و همه کار های انبار شده و نشده را انجام داده اید . اگر واقعا چنین بود چه حسی داشتید ؟ احساس آرامش ؟ آزادی ؟ سبکی ؟ 

 

همه این ها را حس کنید . حس کنید دیگر برای امروز و فردا هیچ کاری باقی نمانده و همه مشکلات را حل کرده اید . 

 

البته قصد نداریم به خودمان دروغ بگوییم یا سر خودمان کلاه بگذاریم . این دقیقا مثل انتخاب یک شبکه تلویزیونی است .. اگر این شبکه برنامه شاد و خوبی پخش نمی کند  کانال را عوض کنید و یک برنامه شاد انتخاب کنید . 

 

چند جمله زیبا و مثبت و موثر انتخاب کنید . نوشتن و نصب آنها به دیوار نیز می تواند ایده ی خوبی باشد .  

 

آنها را هر گاه احساس فشار کردید تکرار کنید . در طول روز چند دقیقه وقت در آرامش صرف کنید . چشمانتان را ببندید و خود را از همه چیز و همه کس رها کنید .  

  تصمیم بگیرید در این چند دقیقه به هیچ مشکلی و هیچ مسئله روز مره ای فکر نکنید . فقط رویاهای زیبای خود را مرور کنید و از احساس خوبی که در شما ایجاد می کنند لذت ببرید  

 

"حالا که همه مشکلاتم حل شده اند و همه کار هایم را انجام داده ام احساس آرامش و رهایی می کنم و می توانم در آرامش بنشینم و از چیز ها و کار هایی که دوست دارم لذت ببرم "   

 

 فرهاد 

 

 



[ پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 3 شهریور 1387 - 07:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۴۷ - ترس و نور

دوشنبه 14 مرداد 1387

ترس معمولا نتیجه ندانستن است . ساده ترین مثال آن اتاق تاریکی است که ما می ترسیم وارد آن شویم و تنها علت آن این است که نمی دانیم چی چیزی در آن اتاق است . ممکن است یک اتاق معمولی باشد و یا یک تله

 

اگر کسی اطلاعاتی در مورد آن مکان ناشناخته در اختیار مان قرار دهد با خیال راحت تری می توانیم در آن قدم بگذاریم . و با داشتن یک نقشه باز هم کار ما راحت تر می شود

 

گاه زندگی به اتاقی تاریک می ماند که ما کور مال کور مال آنرا تجربه می کنیم و گاه دست خود را در دست راهنمایی نهاده وبه او اطمینان می کنیم تا ما را در تاریکی پیش ببرد اما اکثر انسانها به دنبال دیگران حرکت می کنند و هر جا همه رفتنند آنها هم می روند

 

کسانی نیز اتاق تاریک زندگی را با نور روشن می کنند . و نوری که هر کس می تواند به زندگی خود بتاباند به اندازه بضاعت اوست

 

برخی چراغ قوه ای در دست دارند و بعضی دیگر نور خورشید مسیر زندگیشان را روشن میکند 

دقیقا اینجاست که تفاوت بین آدمها مطرح می شود

 

انسانی که نا بیناست و از اول هم نا بینا بوده خورشیدی را که شخص به آگاهی رسیده در دست دارد نمی بینند .و درک هم نخواهند کرد . ممکن است مدرک و شاهد بخواهند تا باور کند اما چگونه می توان نور را برای نا بینا به اثبات رساند

 

( جسارت نشود منظور روشندلان عزیز نیستند منظور آنان است که چراغ دلشان خاموش است ) 

 

حقیقت قابل اثبات نیست بلکه فقط قابل تجربه است و عجب از کسانی که سعی می کنند با نور ضعیف عقل و استدلال و با برهان و دلیل حقیقت را به اثبات برسانند در حالی که خودشان سرگردانند

 

نور از بین برنده همه ترسهاست . معمولا در روشنایی ترس موهوم دیگر رنگ می بازد و اگر هم ترسی باقی بماند از آنچیزیست که می بینیم نه آنچه که نمی بینیم . ( همانطور که گفتم در تاریکی ما معمولا از آنچه نمی بینیم و نمی شناسیم می ترسیم ) .. 

 

روزی درویشی در تاریکی شب خواست  وارد کلبه اش شود دید ماری از بالای در کلبه آویزا ن است ترسید و چراغی روشن کرد و بعد متوجه شد که آن مار نبوده و فقط طناب بوده

 

با خود اندیشید که آیا ممکن است چراغ دیگری وجود داشته باشد که با روشن شدنش ببینم که این طناب واقعا طناب نیست و چیز دیگریست ؟

 

ما فکر می کنیم در روشنایی زندگی می کنیم . اما نور خورشید فقط روشن کنند دنیای بیرون ماست برای روشن کردن دنیای درون که بسیار بسیار وسیع تر از دنیای بیرون است به خورشیدی دیگر نیاز مندیم

 

برای یافتن خورشید حقیقت کافیست که آنرا با قلب خویش و صادقانه طلب کنیم . یک گفته قدیمی می گوید : هروقت شاگرد آماده بود استاد خود فرا می رسد

 

امید وارم مقاله من جسارت به آگاهی دوستان نشود چه بسا شما که این مقاله را می خوانید نه تنها پوینده ای نو پا نباشید بلکه راه حقیقت را کهنه کرده باشید . اینها را برای خودم نوشتم

 

فرهاد 

 

 
 


[ دوشنبه 14 مرداد 1387 - 08:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 16 مرداد 1387 - 06:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۴۲ - عادات جدید

سه شنبه 4 تیر 1387

متخصصین معتقدند (شاید هم ثابت کرده باشند ) که  ۲۰  یا ۲۱ روز طول میکشه تا یک رفتار خاص در انسان به عادت تبدیل بشه .. البته من از جزئیات مطالعات در این مورد خبر ندارم اما قطعا هر رفتاری در ما پس از مدتی به عادت تبدیل می شود  خواه خوب خوا ه بد ...  

 

ابتدا ما خودآگاه و یا از روی ترس یا اجبار یا بخاطر منافع مان دروغ می گوییم اما پس از مدتی ناخودآگاه و گاه حتی بدون آنکه خود بدانیم و یا اصلا بدون لزوم دروغ می گوییم .  

 

اکنون دروغ گفتن به صورت یک عادت درآمده است ...  

 

شما ممکن است خود را متعهد و مجبور کنید که در طول روز لبخند بزنید و این لبخند را بر لبان خود حفظ کنید ... طبق فرمول بالا بعد از ۲۰ روز لبخند از روی لبان شما پاک نخواهد شد و این روی روابط و روحیه شما و احساستان نسبت به خودتان و زندگی  تاثیر بسیار خواهد داشت .  

 

اگر تا کنون این کار را نکرده اید همین الان تصمیم بگیرید که یک عادت جدید در خود خلق کنید .... از یک مورد ساده مثل همین لبخند شروع کنید یا از نگاه کردن به جلو به جای نگاه کردن به زمین به هنگام راه رفتن.    

 

یا آرام کار کردن به جای با عجله انجام دادن کارها  و یا روزی نیم ساعت مطالعه در ساعتی خاص و یا هر عادت مثبت دیگری که دوست دارید در زندگی خود پدید آورید .  

 

یادتان باشد  فقط با یک عادت شروع  کنید . بار خود را سنگین نکنید  به آن اندازه بار بلند کنید که از حمل آن مطمئن هستید .

البته یک نکته مهم این است که هرچه عملی بیشتر تکرار شود به عادتی عمیق تر تبدیل می شود . درست است بعد از بیست روز ما به یک عادت جدید دست یافته ایم اما اگر آن را رها کنیم به زودی ما را ترک خواهد گفت . پس برای تثبیت آن باید تا مدتی مراقب باشیم .  

 

فرهاد  

 

 



[ سه شنبه 4 تیر 1387 - 04:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 4 تیر 1387 - 03:06 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۲۵ - تاثیر تصاویر ذهنی بر احساس

دوشنبه 26 آذر 1386

تا حالا چند بار با دیدن یک فیلم سینمایی گریه کردیم یا خندیدیم ؟

 

احساسات ما می تونن تاحدی یا شدیدا" با صحنه های فیلم درگیر و همراه بشن و این درحالیه که ما می دونیم این تصاویر واقعی نیستن و هیچ اتفاق خوب یا بدی برای هنرپیشه های این فیلم نیفتاده .

 

خوندن کتاب هم کما بیش همین تاثیر رو روی عواطف ما داره .

می خوام به این نتیجه برسم که عواطف ما شدیدا تحت تاثیر تصاویر ذهنی ما و نیز تصاویر جهان بیرون و همچنین تحت تاثیر دیدگاه ها و باور های ما هستند.

 

تصویری که از جهان اطراف و از خود در ذهن می سازیم تعیین کننده خوب بودن یا بد بودن احساس ماست .

 

وقایع به خودی خود خوب یا بد نیستند این ما هستیم که انتخاب می کنیم که یا اتفاق خوب باشد یا بد .

 

یک مثال از کتاب تفکرزائد نوشته محمد جعفر مصفا می زنم .

 

دو کودک بر سر یک اسباب بازی دعوا می کنند . رهگذر اول به بچه بزرگتر که بچه کوچکتر را می زند می گوید " ای بچه بی ادب بی گذشت . ای پر رو " .        

و رهگذر دوم می گوید " آفرین به تو که شجاعی و از حق خودت دفاع می کنی . در اینده کسی نمی تونه حق تو را بخوره " .    

 

البته هر رهگذر دیگری می تواند نظر متفاوتی داشته باشد .

  

داستان پیر مردی که اسبش فرار کرد را به یاد دارید؟ مردم به اوگفتند که خیلی بد شانس است اما او گفت از کجا می دانید این واقعه بد شانسی است ؟

 

چند روز بعد اسبش با یک اسب وحشی زیبا برگشت و همه به او گفتند تو خوش شانس هستی اما او باز هم گفت از کجا می دانید ؟ .

 

پسرش سوار اسب وحشی شد و افتاد و پایش شکست و باز مردم گفتند که بد شانس است و پیر مرد دو باره همان جواب را تکرار کرد . چند روز بعد ارتش برای سرباز گیری به آن شهر آمد و همه جوانان را برد بجز فرزند پا شکسته پیر مرد را و باز همسایه ها آمدند و گفتند که تو خوش شانس هستی و .............     

 

شاید در ذهن ما کلا این گونه جا افتاده که سختی و از دست دادن یعنی بد شانسی و در این صورت ما باید ناراحت شویم و راحتی و به دست آوردن یعنی خوش شانسی و خوش بختی و در این صورت باید خوشحال شویم . 

 

مثال های زیادی می توان زد .اما در کل به این دقت کنید که چگونه برداشت های ما از قضایا و اتفاقات مستقیما روی احساس ما اثر می گذارند

   

نکته مهم این است که هر اتفاقی و موقعیتی یک واقعیت است اما برداشت ما ازآن یک انتخاب است .  

 

می توانیم برداشتی مثبت داشته باشیم و یا برداشتی منفی

ما می توانیم  بر این عادت غلبه کنیم که نا خوداگاه و به صورت خود کار مشکلات و سختی ها و اتفاقات نا مطلوب را برچسب بد بزنیم  . حد اقل می توانیم بی طرف بمانیم و ببینیم عاقبت کار چه می شود .

 

و بهتر آن است که حتی سختی ها و بد شانسی ها را نیز خیر و صلا ح بدانیم و معتقد شویم که گاه یک اتفاق به ظاهر بد می تواند ما را به مسیر بهتری هدایت کند یا جلو اتفاقات بد تر را بگیرد . 

 

پس اگر افسرده یا ناراحت و ناراضی و یا عصبانی و ناخوشنود هستیم . اگر احساس خوشبختی نمی کنیم اگر حس اعتماد به نفس در ما وجود ندارد و ده ها اگر دیگر ریشه آن را باید در تصاویر ذهنی و باورهای خود جستجو کنیم نه در اتفاقات یا موقعیت های بیرونی .

   

راستی دوستان من ممکنه تا دو ماه دیگه نتونم زیاد آپ کنم اما قول می دم دو ماه دیگه مثل قبلا دوباره با مطالب تازه با شما باشم .  

 

با سپاس . 

 

فرهاد  



[ دوشنبه 26 آذر 1386 - 05:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۲۳ - تاثیر ذهن بر اشیاء

یکشنبه 27 آبان 1386

در پست شماره ۱۱۹ در مورد تاثیر ذهن بر زندگی صحبت کردیم و قرار شد ادامه بحث یعنی تاثیر ذهن بر اشیاء و وقایع را بعدا بر رسی کنیم ... اکنون به تاثیر ذهن بر اشیاء می پردازیم .

 

در تحقیقی که توسط دانشمند ژاپنی به نام ایموتو  (emoto) در مورد آب به نام شهادت آب ( messeges from water )  انجام  گرفته  نشان داده شده که افکار اندیشه ها و احساسات انسانها می توانند بر روی بلور های آب تاثیر گذارند و اشکال زیبا یا زشتی  متناسب با آن طرز فکر بسازند .

 

برای اطلاعات بیشتر می توانید کلمه ایموتو یا  emoto     را در گوگل جستجو کنید و یا به سایت خود دکتر ایموتو سر بزنید . سایت های زیادی در این زمینه وجود دارند

      http://www.masaru-emoto.net/english/entop.html

 

این سایت هم بد نیست  

  http://afathzadeh.blogfa.com/post-189.aspx

 

خلاصه اینکه کم کم علم دارد به این نتیجه می رسد که جهان پیرامون ما نسبت به افکار و احساسات ما بی تفاوت نیست و از آنها تاثیر می پذیرد و حتی همان ها را به خود ما باز می گرداند .

 

در فیزیک کوانتوم هم اعتقاد بر این است که جهان پیرامون  بدون ناظر تعریف شدنی نیست . و بین جهان هستی و ذهن یک تعامل دوجانبه بر قرار است .

 

جهان هستی در درونی ترین لایه  از ذرات مرتعش انرژی تشکیل  شده  که همواره در حال نوسان هستند و جهان را می توان به یک سمفونی عظیم در حال نواخته شدن تشبیه کرد .

 

حال هر نوسانی در افکار و احساسات ما می تواند همانند نتی باشد در این سمفونی بزرگ . و اولین کسی که صدای این نت نواخته شده را خواهد شنید خود ما هستیم و این خود ما هستیم که عکس العمل و کارمای اعمال خود را در یافت خواهیم کرد .

 

این جهان کوه است و فعل ما ندا ....... سوی ما آرد ندا ها را صدا .

 

افکار و احساسات ما نت های موسیقی هستند و اگر زندگی ما خوش آهنگ نیست بیشتر از همه خود ما مسئول هستیم . اگر آهنگی زیبا بنوازیم دیر یا زود صدای زیبای آنرا خواهیم شنید .

 

در بحث بعدی  در مورد تاثیر ذهن انسان بر وقایع پیرامون او بیشتر صحبت خواهیم کرد .

 

شاد باشید

 

فرهاد  



[ یکشنبه 27 آبان 1386 - 11:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 27 آبان 1386 - 12:11 ب.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۱۹ - تاثیر ذهن بر زندگی

دوشنبه 16 مهر 1386

ذهن انسان بر زندگی او اثر می گذارد . دیدگاه ما نسبت به مسائل و تعریفی که از دنیا و روابط آن در ذهن داریم و طرز فکر و نگرش ما همه و همه بر زندگی ما اثر می گذارند .

 

این تاثیرات را می توان به 5 گروه دسته بندی کرد :

 

اول تاثیر ذهن بر شخصیت . که این بر کسی پوشیده نیست و علم روانشناسی سالهاست که پیرامون آن بر رسی می کند .

مثلا انسان با اعتماد به نفس ضعیف کسی است که تصویر مطلوب و خوبی از خویش در ذهن ندارد . و یا کسی که خود را دوست نداشته باشد به سختی می تواند دیگران را دوست بدارد و این بر شخصیت فرد اثر گذاشته و شخص رو به افسردگی می رود .

دوم تاثیر ذهن بر رفتار و روابط یا در واقع تاثیر نوع نگرش ما بر دیگران است .

وقتی شما از رئیستان متنفر بودید خود به خود طرز بر خورد شما و حرف هایی که در باره او می زنید تحت تاثیر این نفرت قرار می گیرد و این در رابطه شما و رئیستان موثر خواهد بود . حتی او می تواند نا خودآگاه متوجه احساس شما نسبت به خودش شود و این در آینده شغلی موثر خواهد بود .

 

سوم تاثیر ذهن بر بدن که البته روانشناسی هنوز به تمام ابعاد این یکی پی نبرده است .

 همه می دانیم که بعضی بیماری های جسمی ریشه در ذهن و روان ما دارند . مثلا شخصیت عصبی یا افسرده ما می تواند بر جسم ما نیز اثر منفی بگذارد و باعث بروز انواع بیماری شود . اکنون توصیه دکتر ها به اکثر بیمارها این است که حرص نخورید نگران نباشید و .....

 

اما برعکس این قضیه هم صادق است . یک ذهنیت مثبت می تواند اثر مثبتی بر جسم داشته باشد .

 اگر افکار منفی می توانند جسم را بیمار کنند چرا افکار مثبت نتوانند جسم را درمان کنند .

 

بار ها شنیده ایم و دیده ایم که شخصی فقط با نیروی ذهنی خویش بیماری لاعلاج خود را درمان کرد .

 

در فیم مستند راز که کانال 4 تلویزیون پخش کرد مردی بود که قطع نخاع کامل شده بود و فقط قادر به تکان دادن پلک چشم بود حتی تنفس او با دستگاه صورت می گرفت اما او تصمیم گرفت تا قبل از کریسمس با پای خود از بیمارستان خارج شود و این کار را هم کرد . او با تلقین و ساختن تصاویر ذهنی ضایعه قطع نخاع خویش را درمان کرد .

بیماران سرطانی زیادی هم هستند که فقط با نیروی ذهن خویش این کار را کرده اند . خانم مسنی پس از شفا دادن رماتیسم خود مرکزی را دایر کرده و خانم های مسن با صندلی چرخ دار وارد این مرکز می شوند و پس از تمرینات ذهنی و شفای رماتیسم با پای خود خارج می شوند .

از این نمونه ها زیاد است و قدرت ذهن بی پایان .

 

چند بار پیش آمده که با نگاه کردن به چهره یک نفر شخصیت او را قضاوت کرده اید ؟ مثلا او آدم خوبی به نظر می رسد . یا : قیافش مثل آدمهای بد جنس است

این چه چیزی را ثابت می کند ؟ تاثیر ذهن و طرز فکر شخص بر شخصیتش و تاثیر شخصیت او بر چهره و جسمش

 

آنها که با خود می گویند: ما دیگه داریم پیر می شیم ... دیگه باید بیشتر مواظب خودمون باشیم الان سنی است که آدم زود مریض میشه ...من دیگه به آخر رسیدم . دیگه از ما گذشته و .... این اشخاص بیماری و پیری را به سمت خویش می کشانند

 

اما اگر سر زنده باشید و خود را جوان و سالم بدانید و به جای اینکه منتظر پیری و بیماری باشید به سالم تر شدن و جوان تر شدن فکر کنید احتمالا رون پیر شدن خود را کند تر خواهید کرد و یا چیزی بیش از آن .

 

چهارم تاثیر ذهن بر اشیاء و سایر جانداران است و پنجم تاثیر ذهن بر وقایع که این دو در پست های بعدی بر رسی خواهند شد .

 

فرهاد

 

 وبلاگ راز شاد زیستن : www.hansa.blogfa.com



[ دوشنبه 16 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 16 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۱۶ - کنترل عواطف

جمعه 6 مهر 1386

بعضی معتقدند که آدم خوب یا معنوی شخصیه که خالی از عواطف منفی مثل خشم  رنجش ناراحتی و کینه باشه اما خالی شدن آدم از اینها کار آسونی نیست و بد تر از اون اینه که ما نارارحتی هامون رو تو خودمون بریزیم و سر کوب کنیم . مثلا خوردن خشم می تونه درون ما رو بیمار کنه و حتی باعث آسیب جسمانی و ناراحتی قلبی بشه . البته ابراز  خشم و سایر عواطف منفی هم بسیار مضره و هم به ما و هم به دیگران آسیب میرسونه .

 

حال سوال اینه که چه کار باید کرد ؟

آدم مثبت یا متعادل  مثل همه ممکنه ناراحت  عصبانی  یا رنجیده بشه اما موضوع و نکته مهم در میزان و شدت ناراحت شدن و عصبانی شدن است .

 

یعنی اونقدر عصبانی نشیم که به خودمون و دیگران آسیب برسونیم . اونقدر رنجیده نشیم که غصه و ناراحتی چندین روز رو زندگیمون سایه بندازه .

 

اگه چیزی ناراحتمون کرد سعی کنیم در اولین فرصت ممکن از اون حالت در بیایم و لبخند بزنیم و تا اونجا که بتونیم همه چیز رو  ساده تر بگیریم فراموش کنیم .

 

البته ممکنه اولش آسون نباشه . بخصوص برای کسایی که روحیه حساسی دارند و زود رنج هستن اما اگه بخوان و تلاش کنن حتما می تونن .

 

محیط و آدمای اطراف ما همیشه چیز هایی برای رنجاندن و عصبانی کردن ما دارن و این رو تقریبا نمیشه کاریش کرد اما ما می تونیم خودمون رو عوض کنیم و میزان حساسیت هامون رو کم کنیم .

 

این درست مثل خونه ایه که از محیط اطرافش و از هوا گرد و خاک می گیره .... گرد و خاک رو نمیشه کاریش کرد حتی از پنجره بسته هم وارد میشه . اما این ما هستیم که نباید بزاریم گرد و خاک همینجور بشینه و بشینه تا همه چیز رو تیره و مات بکنه .

 

مسئله خود گردو خاک نیست بلکه میزان اون مهمه . اگه خونه کمی گردو خاک داشته باشه خیلی مهم نیست اما اگه پر بشه گرد و خاک اونوقت زنگی ما رنگ و زیبایی خودش رو از دست میده .

عواطف منفی هم درست همین طور هستند . اگه از حد بگذرن همه چیز رو به هم می ریزن .

 

پس باید عواطفمون رو چه مثبت چه منفی در حد متعادلی نگه داریم . نه خوشحالی خیلی زیاد و افراطی خوبه و نه ناراحتی بیش از حد .

این من رو یاد کسانی میندازه که در دوستی و دشمنی افراطی هستند . یعنی اگه باهات دوست شدن سرشون رو برات میدن و اگه باهات دشمن شدن سرت رو می برن .

 

شاد  باشید . 

فرهاد

 



[ جمعه 6 مهر 1386 - 11:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 6 مهر 1386 - 11:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]

۱۱۰ - مثبت اندیشی

شنبه 3 شهریور 1386

گاه تکرار کردن یا نوشتن چند جمله مثبت تاثیر شگرفی بر روحیه ما و در پی آن بر زندگی ما خواهد گذاشت. می توانیم یک جمله را آنقدر تکرار کنیم تا به یک باور تبدیل شود و آنگاه آن باور در زندگی ما متجلی خواهد شد

 

       

هر روز من دیدگانم را به جهانی سرشار از شگفتی و زیبایی

می گشایم

   

Every morning I open my eyes to a world of wonders and beauties

           

تنها محدودیت ما محدودیت تخیلمان است

محدودیت هر کس به اندازه محدوده تخیل اوست

 

You are only limited by the limits of your own imagination

            

                  

هرگز اجازه ندهید ترس از شکست شما را از ادامه راه باز

دارد

 

Never let the fear of striking out keep you from playing the game

          

         

اگر فکر کنی که می توانی یقینا می توانی

 

If you think you can you surly can

    

            

  بجز حصار ذهن تو نسبت به آنچه ناتوان به انجام دادن آن هستی توانایی هایت هیچ مرزی ندارند .... هیچ محدودیتی در توانایی های تو نیست مگر محدودیت ذهن تو نسبت به آنچه که ناتوان به انجامش هستی

     

There are no limitations in what you can do exept the limitations in your own mind as to what you can not do so do not think you can not think you can

            

      

اگر نمی توانی خرگوش باشی لاکپشت باش این بهتر از این است که سنگ باشی .

لاکپشت دیر یا زود به مقصد می رسد اما سنگ هرگز

     

If you can't be a rabbit be a turtle better than being a stone. A turtle will arrive sooner or later but a stone never

           

           

شاید ترس یك فرد شجاع كمتر از دیگران نباشه اما تفاوت در اینه كه با وجود ترس به راهش ادامه میده و هرگز تسلیم نمیشه اما یك ترسو كسیه كه اجازه میده ترس بر او غلبه كنه و نهایتا تسلیم میشه

             

        

نا امیدی بزرگترین شکست است تا زمانی که دست از رویاهایمان نکشیم شکست نخورده ایم حتی اگر بار ها و بارها موفق نشویم

  

Never give up your dreams

      

       

مثبت اندیشی به معنی انکار مشکلات و بدی ها نیست بلکه توجه بیش از حد نکردن به آنهاست

خوبی ها و بدیهای زندگی واقعیتهای غیر قابل انکاری هستند اما ما به هرکدام که بیشتر توجه و تمرکز کنیم و هرکدام که ذهن و فکر ما را بیشتر مشغول خود کند همان بیشتر و بیشتر در زندگی ما جلوه گر می شود

        

            

برندگان همیشه کار متفاوت انجام نمیدهند آنها گاه کارها را متفاوت انجام می دهند

 

Winners Don't Always Do Different Things They DoThings Differently

        

       

انسان شجاع اونی نیست كه هرگز نترسه بلكه اونیه كه با وجود ترس خود متوقف نمیشه و به راهش ادامه میده

    شاید ترس یك فرد شجاع كمتر از دیگران نباشه اما تفاوت در اینه كه با وجود ترس به راهش ادامه میده و هرگز تسلیم نمیشه اما یك ترسو كسیه كه اجازه میده ترس بر او غلبه كنه و نهایتا تسلیم میشه .

        

      

اگر تصویر اشتباهات و ضعفهایمان را در ذهنمان مرور وتکرارکنیم همان اشتباهات و ضعفها را دوباره و دوباره در زندگی تکرار خواهیم کرد

   

  



[ شنبه 3 شهریور 1386 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 3 شهریور 1386 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| فرهاد ] [۱- شناخت ذهن , ] [+]